الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
289
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
گردد ، مىفرمايد « بنا بر اين به گونه اى هوسانگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع كنند » ( * ( فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِه مَرَضٌ ) * ) . بلكه به هنگام سخن گفتن ، جدى و خشك و بطور معمولى سخن بگوئيد ، نه همچون زنان كم شخصيت كه سعى دارند با تعبيرات تحريك كننده كه گاه توام با ادا و اطوار مخصوصى است كه افراد شهوت ران را به فكر گناه مىافكند سخن بگوئيد . تعبير به « * ( الَّذِي فِي قَلْبِه مَرَضٌ ) * » ( كسى كه در دل او بيمارى است ) تعبير بسيار گويا و رسايى است از اين حقيقت كه غريزه جنسى در حد تعادل و مشروع عين سلامت است ، اما هنگامى كه از اين حد بگذرد نوعى بيمارى خواهد بود تا آنجا كه گاه به سر حد جنون مىرسد كه از آن تعبير به « جنون جنسى » مىكنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از اين بيمارى روانى را كه بر اثر طغيان اين غريزه و تن در دادن به انواع آلودگيهاى جنسى و محيطهاى كثيف به وجود مىآيد در كتب خود شرح دادهاند . در پايان آيه دومين دستور را به اين گونه شرح مىدهد : « شما بايد به صورت شايسته اى كه مورد رضاى خدا و پيامبر ص و توام با حق و عدالت باشد سخن بگوئيد » ( * ( وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً ) * ) . در حقيقت جمله لا تخضعن بالقول اشاره به كيفيت سخن گفتن دارد و جمله * ( قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً ) * اشاره به محتواى سخن . البته « قول معروف » ( گفتار نيك و شايسته ) معنى وسيعى دارد كه علاوه بر آنچه گفته شد ، هر گونه گفتار باطل و بيهوده و گناه آلود و مخالف حق را نفى مىكند . ضمنا جمله اخير مىتواند ، توضيحى براى جمله نخست باشد ، مبادا كسى تصور كند كه بايد برخورد زنان پيامبر ص با مردان بيگانه موذيانه يا دور از ادب